تبلیغات شما اینجا حرف اخر ابزار وبلاگ
بستن تبلیغات [X]
قاصدک

قاصدک

منو اصلی

ورود

درباره وبلاگ

دوستان

آمار وبسایت

  • بازدید امروز : 4
  • بازدید دیروز : 3
  • بازدید این هفته : 11
  • بازدید این ماه : 73
  • بازدید امسال : 269
  • بازدید کل : 269
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد کل مطالب : 16
  • تعداد نظرات : 0
  • ما را با rss دنبال كنید !!!

زندگی

زندگی تراژدی است برای آن کس که احساس دارد
و کمدی است برای آن که می اندیشد . . .


نویسنده : niliyon439 | تاریخ ارسال : دوشنبه 15 مرداد 1397

وآنــکس که تـو را بـی تــو کنـــد؛ یــارِ تـو اوست…

شعر عاشقانه , عکس عاشقانه , شعر کوتاه عاشقانه , شعر عاشقانه زیبا


نویسنده : niliyon439 | تاریخ ارسال : دوشنبه 15 مرداد 1397

حسادت

بر شــانــه بـیفشــان و مــزن شـانـه بــه مـویـت

بـگــذار حـســادت بــکنـد شــانـه بــه شـانــه !


نویسنده : niliyon439 | تاریخ ارسال : دوشنبه 15 مرداد 1397

انتظار

کنار پنجره یک جفت چشم بارانی
نشسته اند به یک انتظار طولانی

شعر عاشقانه , عکس عاشقانه , شعر کوتاه عاشقانه , شعر عاشقانه زیبا


نویسنده : niliyon439 | تاریخ ارسال : دوشنبه 15 مرداد 1397

شب

شب ، واژه ی تلخیست ؛
برای کسانی که دنیا بر وفقِ مرادشان نبود !
چیزی شبیهِ جعبه سیاهِ هواپیماست ...
فرصتی برای مرور و واکاویِ خاطرات تلخ زندگی و نداشته هایشان ...
من و شما آنقدرها بد اقبال نبودیم ... باورکنید ... !
همین که فرصت و موقعیت داریم لم بدهیم ، به گوشی هایمان زل بزنیم و دنبال پیام هایِ شب بخیر برای هم باشیم ...
خیلی ها در همین لحظه ، درهمین تاریکیِ شب ، دنبالِ کارتنی به وسعتِ بدبختی هایشان می گردند ،
تا امشب را رویِ آن صبح کنند ...
خیلی ها در حسرت یک جرعه آب برای نوشیدن هستند ،
و خیلی ها دنبال لقمه ای نان برای سیر شدن ...
شب بخیرهایمان را آهسته تر بگوییم ...
مبادا به گوششان برسد ...
مبادا بغض هایشان در سرمایِ بی تفاوتیمان قندیل شود ..
کاری اگر برای روزگار سردشان نمی کنیم ،
لااقل کمی آرام تر شب هایمان را بخیر کنیم ...!

#نرگس_صرافیان_طوفان


نویسنده : niliyon439 | تاریخ ارسال : يکشنبه 14 مرداد 1397

خوشبختی

خوشبختی اون جاست
که به اطرافت نگاه بندازی
و یه عالمه دلیل
واسه لبخند زدن
وحس خوب ببینی

بهانه های لبخنـد😊
زدنهاتون مستدام🌸


نویسنده : niliyon439 | تاریخ ارسال : يکشنبه 14 مرداد 1397

کشوی سوم

توو زندگی یه جایی هست مثل اینجا...
دستتو کردی توو کشوی سوم دراور و دنبال چیزی میگردی که مطمئنی اینجا گذاشتیش اما پیداش نمی کنی....
تعجب می کنی که نیست...
ولی نیست...
میرسه یه روز که
دستتو میزاری رو دلت...
اما چیزی که اینهمه مدت اینجا بوده نیست...
عجیبه اما نیست...
به مغزت فشار میاری که یاد یه خاطره بد بیافتی
یادت میاد اما انقدر دوره که دردت نمیاد...
می بینی متنفر نیستی...
سعی می کنی یاد یه خاطره خوب بیافتی...
می بینی حتی دلتنگ هم نیستی...
میدونی یادت نرفته، میدونی نبخشیدی
اما مثل همون چیزی که توو کشوی دراور پیداش نکردی و بیخیالش شدی؛
دیگه توو اون حال و هوا نیستی، بیخیالش شدی...
انگار یه فصل از زندگیت با هر چی که بوده و نبوده ورق خورده...
همین تو سرِ فصل بعدی ئی

#پریسا_زابلی_پور


نویسنده : niliyon439 | تاریخ ارسال : يکشنبه 14 مرداد 1397

باید

بايد سبك سنگين كرد...
بايد كلماتِ رد و بدل شده در رابطه را
هر از چندگاهى
يكى يكى بچينيم كنارِ هم؛
"دوستت دارم" ها را
"ببخشيد" گفتن ها را
"وقت نداشتم" ها را
"جبران ميكنم" ها را
اين نسل همه چيز را بايد حساب و كتاب كند!
چيزي را اگر زيادي خرج كند
به چشم بهم زدنى، تمامِ دارايى اش را ميبازد!

#علی_قاضی_نظام


نویسنده : niliyon439 | تاریخ ارسال : يکشنبه 14 مرداد 1397

دلم گرفته

Image result for ‫شعر زیبا‬‎


نویسنده : niliyon439 | تاریخ ارسال : يکشنبه 14 مرداد 1397

کاش

کاش می‌توانست

به رود بیندازد خودش را

ماهی کوچکی که

د‌لش دریا بود و

خانه‌اش برکه

رضا کاظمی


نویسنده : niliyon439 | تاریخ ارسال : يکشنبه 14 مرداد 1397


آرشیو مطالب

بخش ویژه